پایگاهی برای شناخت مذاهب اسلامی با رویکردی تقریبی
عبد الله بن میمون و اسماعیلیان
پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت 11:12 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مسافر786 | ( نظرات )

عبد الله بن میمون و اسماعیلیان

 منبع : فصلنامه هفت آسمان، شماره

نویسنده: ثبوت، اکبر

کلمات کلیدی : عبدالله بن میمون، میمون، اسماعیلیان، بن میمون، عبدالله بن میمون قداح، اسماعیل، شیعه، اسماعیلیه، بن میمون و اسماعیلیان،

در کتابهای شیعه بر پایه مندرجات کتابهای معتبر شیعه، عبدالله بن میمون یکی از یاران و راویان امام صادق(ع) - و احتمالا امام باقر(ع) نیز - و مؤلف چند کتاب و از موالی بنی مخزوم و اهل مکه بوده (1) و هیچ رابطه ای با اهواز و تشکیلات اسماعیلیان نداشته است. اعتماد ما به صحت اظهارات عامه رجال نویسان شیعی - از قدیم و جدید - در معرفی او وقتی بیشتر می شود که بدانیم:

اولا، آنان وقتی در باب هر یک از راویان حدیث به تحقیق می پردازند، اگر منتسب به هرمذهبی باشد، این نکته را در سرگذشت او یادآور می شوند; و در کتب رجال شیعه، بارها به این گونه تعبیرات بر می خوریم: از رجال اهل سنت، کیسانی، زیدی، بتری، متهم به غالی گری، فطحی، واقفی، غالی، معتقد به واگذاری امر آفرینش و روزی دهی به ائمه، ناووسی و... (2) ،که این تعیین مذهب راویان، به خاطر تاثیر مذهب هر راوی در مقام ارزش گذاری روایات اوست; علاوه بر این، آنان حتی یک گزارش را که حاکی از کوچکترین نقطه ضعفی دریکی از رجال حدیث باشد، در پرونده او ثبت و درباره آن گفت وگو می کنند و سرانجام آن رارد یا توجیه یا قبول می نماید; و در این مورد، حتی روایات وارده در نکوهش رجال بزرگ شیعه مانند عبدالله بن عباس، زراره، یونس بن عبدالرحمن، هشام بن حکم و محمد بن مسلم را نادیده نمی گیرند; (3) و بر همین مبنا، از موثق نشمردن میمون وبعضا او را ملعون شمرده (5) و پسرش عبدالله نیز - که اشاره ای به رابطه او با اسماعیلیان نکرده اند - هرگز احترامی بیش از نامبردگان نداشته است که لازم باشد این نقطه ضعف یا هرنقطه ضعف دیگری را در او بپوشانند; چنان که حتی خبر ضعیفی را که احتمال ارتباط او بازیدیه را می رساند، از نظر دور نداشته اند، و نیز از ایراد خدشه به روایتی که حاکی از جلالت مقام اوست خودداری نکرده اند - با اشاره به اینکه آنچه خود در ستایش خویش نقل کرده، درخور استناد نیست - و برخی حتی در جرح وی کوشیده و او را به افزودن کلمات و مطالبی درمتن احادیث متهم کرده و روایات او را بی ارج شمرده اند. (6)


ثانیا، عبدالله بن میمون، برای شیعه ناشناخته نبوده که از پیوندهای فکری و تشکیلاتی او با اسماعیلیان بی خبر بمانند، بلکه محدثان اقدم شیعه، روابط بس استواری با او داشته واحادیث بسیاری با اسانید متصل و صحیح از او روایت کرده اند و بسیاری از آنان، مستقیما ازاو حدیث فراگرفته اند و از آن میان:

1. جعفر بن محمد اشعری که روایات فراوان او از عبدالله بن میمون در ابواب مختلف کافی وتهذیب آمده است.

2. حسن بن علی بن فضال م. 224 (7) که روایات او از عبدالله در دو کتاب فوق و در استبصارطوسی آمده است.

3. حماد بن عیسی که روایات فراوان او از عبدالله در سه کتاب مذبور و در من لا یحضره الفقیه صدوق آمده است.

4. احمد بن اسحاق بن سعد که روایت او از عبدالله در من لا یحضره الفقیه آمده است.

5. محمد بن حسن بن جهم که روایت او از عبدالله در تهذیب و استبصار آمده است.

6. عبدالله بن مغیره که روایت او از عبدالله در تهذیب آمده است. (8)

و 8. ابراهیم بن هاشم قمی و ابوطالب عبدالله بن صلت قمی، که طوسی به روایت آن دو ازعبدالله اشاره کرده است.

9. ابو خالد صالح قماط که کشی روایت او از عبدالله را آورده است. (9)

باری کثرت روایات شیعه از ابن میمون با اسانید پیوسته و درست را از اینجا می توان دریافت کرد که مرحوم آیت الله خویی نزدیک هفتاد مورد از روایات وی را که تنها در کتب چهارگانه شیعه آمده، یاد کرده است. (10)

با عنایت به آنچه گفتیم، این که محدثان شیعه با تمام پیوند استوار با عبدالله بن میمون و نقل این همه روایت از وی، با وجود التزام به ذکر گرایشهای مذهبی هر یک از راویان، هیچ اشاره ای به رابطه عبدالله با اسماعیلیان نکرده اند، قرینه ای استوار بر نفی این رابطه است.

گذشته از آنکه روایات فراوان وی که از طریق شیعه رسیده، کمترین نشانی از گرایش به اسماعیلیان و آرای آنان - چه رسد به وابستگی به ایشان - ندارد.

اما اینکه یکی از خاور شناسان، در برابر همه اقوال روشن علمای مورد اعتماد شیعه که در قرنهای نزدیک به تکوین و ظهور فرقه اسماعیلیه می زیسته اند، به کتاب عوامانه و مجهول المؤلف تبصرة العوام (که صدها سال پس از آن تاریخ و در محیطی مالامال از تبلیغات کینه توزانه نسبت به این فرقه تالیف شده) استناد جسته، و آن را «حاوی توصیف شیعی از عبدالله بن میمون اسماعیلی، و قابل توجه » پنداشته، (11)شگفت آور است; زیرا مؤلف عامی و گمنام تبصره، (12) اگر کمترین آشنایی با مهمترین کتب شیعه در حدیث و رجال داشت، نام عبدالله بن میمون را در سلسه سند صدها روایت در کافی و کتب دیگر می دید، و احوال و آثار او را درکتابهای کشی و نجاشی و... ملاحظه می کرد، و او را آن گونه معرفی نمی نمود، و اگر هم باآگاهی از برخوردهای پیشینیان شیعه با وی، می خواست نظریه جدیدی درباره او اظهارنماید، به نظرات قبلی و مردود بودن آنها - گر چه به اختصار - اشاره می کرد; و به هر حال،مندرجات تبصرة العوام حاکی از آن است که مؤلف بدون هیچ اطلاعی از جایگاه عبدالله بن میمون در میان محدثان و رجالیان شیعه، تنها شایعات بی اساسی را که در میان جامعه سنی و ضد اسماعیلی آن روز بر سر زبانها بوده، بازگو کرده، و آنچه در این باره نوشته، به اندازه ای بی پایه است که محدث نوری را به شگفت آورده و احتمال جعلی بودن روایت تبصره را برای او مطرح کرده (13) و خاورشناس یاد شده نیز، ضمن تصریح به مشکوک بودن نویسنده، به مردود بودن نوشته وی اعتراف کرده است. (14) همچنین آنچه یکی از مؤلفان اسماعیلی درروزگار ما به مورخان شیعه نسبت داده - که به عقیده ایشان، عبدالله بن میمون امامت را ازکف فرزندان محمد بن اسماعیل ربوده و مردم را به امامت خود و فرزند خود فرا خوانده و ازآغاز سده سوم نقش مهمی در تاریخ اسماعیلیان ایفا کرده، (15) دور از حقیقیت است، و بانظریه دیگری که خود به ایشان منسوب می دارد و بر اساس آن، عبدالله از معاصران امام باقر(متوفای حدود 114) بوده، (16) نیز سازگار نیست.

در منابع سنتیان

محدثان و محققان علمای سنت که بسیاری از ایشان در اعصار نزدیک به عصر عبدالله بن میمون می زیسته یا با او معاصر بوده و حتی با وی رابطه داشته و مستقیما، یا با اسانیدمتصل، از او حدیث فراگرفته اند، هیچ اشاره ای به ارتباط او با اسماعیلیان نکرده اند; اینک داوریهای محدثان و رجال شناسان بزرگ سنتی در دست است - از آن میان است: بخاری(م.256)، ابوزرعه (م.264)، ابوحاتم (م.277)، ترمذی (م.279)، نسائی (م.303)، ابوجعفرعقیلی (م.322)، ابن ابی حاتم (م.327)، ابن حبان (م.354)، ابن عدی (م.365)، حاکم(م.405)، ابونعیم (م.430)، ابن جوزی (م.597)، ذهبی (م.748)، ابن حجر عسقلانی(م.852) و... - و خلاصه اظهارات همه آنان این که: عبدالله بن میمون، از موالی بنی مخزوم، واصحاب امام صادق(ع)، مقیم مکه و در جرگه محدثان بوده، از برخی محدثان سنی حدیث آموخته و به برخی دیگر از آنان حدیث آموخته، و اینکه: از چه کسانی روایت می کند و چه کسانی از او روایت می کنند و مرویات وی چقدر اعتبار دارد؟ و با اینکه اکثر نامبردگان - ظاهرابه دلیل گرایشهای شیعی عبدالله بن میمون - منقولات وی را صد در صد در خور اطمینان نمی دانند، ولی هیچ یک از نسبتهایی را که ردیه نویسان بر اسماعیلیان به وی داده اند، به اونداده اند، و حتی اشاره ای به اینکه او از غالیان یا اهل بدعت و اسماعیلیان بوده نکرده اند، (17) باآنکه خصوصا برخی از ایشان مانند ذهبی، کوشیده اند که هر چند نقطه ضعف در راویانی مثل وی - با گرایشهای شیعی - بیایند مطرح کنند تا بی اعتباری روایات وی هر چه بیشترآشکار گردد، و آن گاه حتی یکی از اتهاماتی که ردیه نویسان بر اسماعیلیان، به عبدالله بن میمون می زنند، کافی بود که او را نه تنها از جرگه راویان حدیث، بلکه از جرگه مسلمانان خارج کند و در صف دشمنان سرسخت اسلام درآورد، در حالی که بسیاری از محدثان اهل سنت، روایات وی را نقل و بدان استناد جسته اند - از جمله ترمذی یکی از شش محدث بزرگ سنی که حدیث وی را آورده (18) و نیز کثیری از آنان، مستقیما از وی حدیث شنیده ودر این رشته بر وی شاگردی کرده و احادیثی را که بی واسطه از زبان وی فراگرفته اند، به دیگران آموخته اند و از آن میان:

1. عبدالجباربن علاء مکی (م.248) که ابن حبلان از راوی شناسان بزرگ سنی، احادیث وی را سخت مورد و ابن صاعد (م.318) که از امامان و حافظان بزرگ حدیث در نزد اهل سنت بوده، (20) تاسف می خورده که روایت عبدالجبار از عبدالله بن میمون را از خود عبدالجبار فرا نگرفته است. (21)

2. ابراهیم بن منذر حزامی (م.236) که از حافظان و مشایخ ائمه سنت، از او روایت کرده اند (22) و روایت وی از عبدالله بن میمون را ابن عدی آورده است. (23)

3. احمد بن ازهر نیشابوری (م.261) که ذهبی، محدث و رجال شناس بزرگ سنی، وی راصدوق (بسیار راستگو) شمرده (24) و روایت وی از عبدالله بن میمون را ابن عدی آورده است. (25)

4. حسین بن منصور نیشابوری (م.238) که نسائی (یکی از شش محدث بزرگ سنی)مرویات او را سخت مورد اعتماد شمرده، و بخاری (نامی ترین محدث سنی) حدیث او راآورده; (26) و روایت وی از عبدالله بن میمون را ذهبی یاد کرده است.(27)

5. احمد بن شبیان رملی (م.270) که ابن حاتم از حافظان بزرگ حدیث و از راوی شناسان نامی اهل سنت، وی را صدوق خوانده و از او حدیث فرا گرفته (28) و به روایت وی از عبدالله بن میمون تصریح کرده است. (29)

6. مؤمل بن اهاب (م.254) که ابو داود و نسائی (دو تن از شش محدث بزرگ اهل سنت)حدیث وی را آورده; و نسائی وی را ثقة (مورد اعتماد) خوانده، و ابو حاتم (از رجال شناسان نامی سنی) وی را صدوق شمرده، و حدیث وی از عبدالله بن میمون را ذهبی آورده است. (30)

7. زیاد بن یحیی (م.254) که بخاری از او روایت کرده و ابن ابی حاتم و ابن حجر - ازبزرگترین رجال شناسان اهل سنت - وی را از گزارشگران بسیار مورد اعتماد شمرده اند; وابن حجر به روایت وی از عبدالله بن میمون اشاره کرده است. (31)

در مورد برخوردهای محققان اهل سنت با عبدالله بن میمون، سه نکته دیگر نیز در خوریادآوری است:

الف) ابن جوزی در کتاب رجال خود - الضعفاء و المتروکین - که بر پایه اقوال محققان اهل سنت نگاشته، عبدالله بن میمون را محدثی می شناسند که گزارشهای او ضعیف است و اگر ازطرق دیگر روایت نشود، نباید بدان استناد کرد، (32) بی آنکه هیچ گونه فعالیت اجتماعی وانحراف دینی در وی نشان دهد - و در اثری دیگر می نویسد: «باطنیان به پندار خودسرکرده ای داشتند که نامش عبدالله بن عمر... قداح شعبده باز دروغزن بود و. .. » (33) که این تعبیر نیز، بر خلاف تعبیرات برخی دیگر از مخالفان اسماعیلیان، حاکی از بی اعتمادی به ادعای این فرقه در انتساب به عبدالله بن میمون است.

ب) عقیلی در مقدمه کتاب الضعفاء و المتروکین، تعبیرات اهل سنت درباره مراتب ضعف راویان حدیث را - از ضعیف و ضعیف تر و ضعیف ترین - آورده، و از تغبیرات و مصطلحات کتاب وی برمی آید که عبدالله را در خفیف ترین مراتب ضعف می دیده، در حالی که اگرنسبتهایی که اسماعیلیان و ردیه نویسان بر آنان به عبدالله می دهند درست بود، باید وی رابدترین مراتب ضعف می شمرد.

ج) برخی از خاور شناسان که اصرار دارند عبدالله بن میمون را نه به عنوان یک محدث اهل مکه بلکه پایه گذار مذهب اسماعیلیه معرفی کنند، چون گواهی ذهبی رجال شناس بزرگ سنی را بر خلاف نظر خود دیده اند، مدعی شده اند که ذهبی تحت تاثیر منابع شیعی،عبدالله را به عنوان یک محدث و اهل مکه معرفی کرده; (34)و این سخنی بس واهی است; زیرااولا آشنایی علمای سنت با عبدالله بن میمون به عنوان یک محدث اهل مکه، نه از طریق شیعه و به صورت غیر مستقیم، بلکه مستقیما و بدون واسطه بوده; و از روزگار ذهبی در سده هشتم آغاز نشده، و پیشینه آن به روزگار حیات ابن میمون در سده دوم می رسد; و از آن هنگام تا روزگار ما ادامه داشته است; (35) و ما بسیاری از محدثان بزرگ سنی را که از زبان وی حدیث شنوده اند معرفی کردیم; ثانیا هر کس ذهبی را بشناسد، می داند که وی در سنی گری بسیار متعصب، و از شیعه و گرایشهای شیعی و منابع شیعه بسیار دور است، و حتی به خاطرتلاشهای مکرر برای ایراد به روایات وارده در مناقب علی(ع) و آل او و تایید دشمنان آنها،بارها از سوی علمای شیعه مورد انتقاد و نکوهش واقع شده، (36)علاوه بر آنکه اکثر رجال شناسان شیعه، ابن میمون را موثق و روایات او را صحیح و مقبول می انگارند (37) و ذهبی به تبع محدثان اقدم سنی، از توثیق کامل او و حکم به اینکه روایات وی صد در صد صحیح است، ابادارد. (38) از مجموع آنچه گفتیم، می توان دریافت که اگر هم فرض کنیم رجال شناسان شیعه،برای هر چه بیشتر منسوب کردن عبدالله بن میمون به خویش، از رابطه او با اسماعیلیان سخنی نگفته اند و این موضوع را با تقدس این مرد در میان خود و اهمیتی که به وی می دهند، منافی انگاشته، و بدین دلیل، از ذکر آن پرهیز کرده اند، راوی شناسان اقدم سنی که از تایید مطلق ابن میمون خودداری کرده اند، هیچ دلیلی بر مسکوت گذاشتن این قضیه نداشته اند; و بلکه به دلیل اهمیت ابن میمون در میان مخالفان مذهبی خویش (شیعیان)،برای طرح و عرضه آن ماجراها که هر یک نقطه ضعفی قوی برای او بوده، انگیزه ای قوی داشته اند. و همین که آنان نیز مانند شیعیان، به چنین نسبتهایی نپرداخته اند، حاکی ازنادرستی این نسبتهاست.

برای دریافت کامل این مقاله از پایگاه حوزه نت اینجا کلیک کنید

منبع:حوزه نت



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
BHW دوشنبه 28 فروردین 1396 08:26 ق.ظ
Hi, the whole thing is going nicely here and ofcourse every one is sharing facts, that's really fine,
keep up writing.
manicure شنبه 19 فروردین 1396 12:10 ق.ظ
Hi there, after reading this amazing article i am also happy to
share my know-how here with mates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
نویسندگان
برچسب ها
بشهت وجهنم از دیدگاه ناصر خسرو , رهبر دروزیان در زمان حاضر , انگشتر بخشی حضرت علی علیه السلام , احتجاجات امیر المومنین بر حقانیت خودش , ارتباط آقاخان اول با انگلیسی ها , بهشت حضرت آدم , علت تفاوت نماز خواند شیعیان با اهل سنت , دکتر عصام العماد شیعه مستبصر , حدیث منزلت , ابو یعقوب سجستانی , معاد از دیدگاه اسماعیلیه , ایمن الظواهری رهبر گروه القاعده , امامت از دیدگاه اسماعیلیه , خواجه نصیر الدین طوسی کیست؟ , شیعه وانشعابات آن , خوجه های اثنی عشری , جن از دیدگاه داعی ابن ولید , امامت از دیدگاه حمید الدین کرمانی , توحید از دیدگاه اسماعیلیه , اسماعیلیان قهستان , داعش , اسماعیلیه در خاورمیانه , یاسر الحبیب (عمامه های انگلیسی) , ابن تیمیه ناصبی , علامه بدرالدین رهبر معنوی زیدیه , آیا امام اسماعیلیان دارای ویژگی امامت است؟ , علت فراموشی واقعه غدیر , قیامت از دیدگاه نزاریان , عبدالله میمون , مروری بر زندگی حسن صباح , مفتی مصری:قم شهر علم وعلماست , مذهب دروزیان , خواجه های هند , مبارزه امام علی در خیبر , رحیم پور/شیعه واقعی درد دین دارد , زندگی نامه خواجه نصیر الدین طوسی , آیت الله جوادی آملی-زیارت عاشورا , حج در اعتقادات اسماعیلیه , جهاد در فریضه غائبه , انحرافات بیت شیرازی , عزاداری+اسماعیلیه , مهدویت از دیدگاه اسماعیلیه , دشنام به ساحت مراجع توسط یاسر الحبیب , تاویل از دیدگاه ناصر خسرو , فضایل امیر المومنین علی علیه السلام , زکاه فطره از دیدگاه اسماعیلیان , اسماعیلیه خالصه , ارتباط القاعده با آمریکا , معاد جسمانی , اسماعیلیان هند ,
لینک دوستان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت